اصطلاحاتسطح B2اصطلاحات روزمره
یک پیامِ کاملاً غیرمنتظره
out of the blue را برای اتفاقی بیخبر و غیرمنتظره به کار ببرید.
اصطلاحات روزمرهسطح B2۱۱ مهر ۱۴۰۵
متن آموزش
An old friend called me out of the blue. یعنی «دوستِ قدیمیام یکدفعه و بیخبر زنگ زد»؛ شاید سالها حرف نزده بودید. اصطلاح، غیرمنتظره بودنِ اتفاق را میرساند، نه خوب یا بد بودنِ خبر را.
میتوانید آن را پس از کار بیاورید یا اولِ جمله بگذارید: Out of the blue, she offered me a ticket. در گزارشِ رسمی شاید unexpectedly روشنتر باشد. اما وقتی برای دوستی داستان تعریف میکنید، این اصطلاح او را هم در حسِ غافلگیری شریک میکند.
یک داستانِ خیلی کوتاه: با Out of the blue, ... شروع کنید و یک اتفاقِ باورپذیر و غیرمنتظره بگویید. آخرش واکنشِ خودتان را اضافه کنید. اگر اتفاق از پیش معلوم بود، این عبارت مناسب نیست.