talkada
بازگشت به خانه
اصطلاحاتسطح B2اصطلاحات روزمره

کم‌کم قلقش دستتان می‌آید

به کسی که مهارتی را یاد می‌گیرد دلگرمی بدهید، بی‌آنکه وعدهٔ فوری بدهید.

اصطلاحات روزمرهسطح B2۱۱ مهر ۱۴۰۵

متن آموزش

دوستتان کار با دوربینِ تازه را یاد می‌گیرد و مدام دکمهٔ اشتباه می‌زند. You'll get the hang of it یعنی «با تمرین قلقش دستت می‌آید». دلگرم‌کننده است، اما ادعا نمی‌کند کار بی‌زحمت است.

الگوی get the hang of را پیش از نامِ کار یا وسیله بیاورید: It took me a week to get the hang of the software.، «یک هفته طول کشید تا کار با نرم‌افزار دستم بیاید». یک راهنماییِ مشخص، دلگرمی را صمیمی‌تر می‌کند: Try this button first; you'll get the hang of it.

به کسی کمک کنید: همکلاسی‌تان با چیدمانِ تازهٔ صفحه‌کلید مشکل دارد. یک نکتهٔ کاربردی بنویسید و بعد You'll get the hang of it را اضافه کنید. این چه فرقی با یک «آسان است» تنها دارد؟