اصطلاحاتسطح B1افعال عبارتی
سر درآوردن از یک مسئله
figure out را وقتی به پاسخِ مسئلهای میرسید به کار ببرید.
افعال عبارتیسطح B1۱۱ مهر ۱۴۰۵
متن آموزش
چاپگر خطایی ناآشنا نشان میدهد. سینیِ کاغذ را بررسی میکنید و میگویید I figured out the problem. یعنی «فهمیدم مشکل از کجاست.» با فکر کردن یا امتحان کردن به پاسخ رسیدهاید. figure out how to fix it هم یعنی راهِ درست کردنش را پیدا کردن.
با اسم، هم figure out the problem و هم figure the problem out درست است. با ضمیر، figure it out بگویید. اگر هنوز حل نشده، I'm trying to figure it out صادقانه و کاربردی است.
گفتوگوی کوتاه: همکلاسی میپرسد جواب را میدانید یا نه. هنوز نمیدانید، ولی فکری برای امتحان کردن دارید. با figure out جواب بدهید و آن فکر را هم بگویید.