وقتی یک کلمه را نمیدانید، ادامه بدهید
با کمک اتفاقهای قبل و بعد، معنی کلمههای ناآشنا را حدس بزنید.
متن آموزش
وسط یک داستان کوتاه به کلمهای میرسید که بلد نیستید. قبل از باز کردن فرهنگ لغت، ببینید چه اتفاقی افتاده: برق رفته؛ مینا چه چیزی ممکن است لازم داشته باشد؟
When the lights went out, Mina reached for the torch in the kitchen drawer. Its batteries were weak, so the beam flickered. She found two new batteries and the light stayed steady. Then she could see the fuse box by the front door.
torch را موقتاً نادیده بگیرید. چیزی است که در کشو بوده، باتری دارد و نور میدهد. پس اینجا یعنی «چراغقوه»؛ آمریکاییها بیشتر flashlight میگویند. برای flickered هم به دو سرنخ نگاه کنید: باتریها ضعیفاند و پس از عوضشدنشان نور steady، یعنی ثابت، میماند. پس نور قبلاً کموزیاد میشده.
سرنخها را پیدا کنید
- کدام دو نشانه معنی torch را روشن میکنند؟
- flickered یعنی نور ثابت بود یا کموزیاد میشد؟
- جعبهٔ فیوز کجا بود؟
پاسخ: ۱) باتری و پرتوی نور؛ تاریکی اتاق هم کمک میکند. ۲) کموزیاد میشد. ۳) کنار در ورودی. حدس خوب باید با همهٔ سرنخها جور دربیاید. بعد از خواندن میتوانید معنی دقیق را هم بررسی کنید.