واژگانسطح A2مهارتهای واژگانی
bored یا boring؟ صفتهای ed و ing
یک پسوند کوچک عوض میکند دربارهی چه کسی حرف میزنید. بگویید I'm bored، نه I'm boring؛ مگر اینکه واقعاً منظورتان همین باشد!
مهارتهای واژگانیسطح A2۱۱ مهر ۱۴۰۵
متن آموزش
دانشجویی یک بار به استاد زبانش گفت: “I'm very boring in your class.” استاد لبخندی زد و گفت: “I'm sure you're not a boring person — but maybe you're bored?” (مطمئنم آدم کسلکنندهای نیستی؛ ولی شاید حوصلهات سر رفته؟)
قاعده
| ed | ing |
|---|---|
| حسی که یک آدم دارد | چیز یا کسی که آن حس را ایجاد میکند |
| I'm bored. (حوصلهام سر رفته.) | The film is boring. (فیلم کسلکننده است.) |
| She's interested in art. | Art is interesting. |
| We were tired after the trip. | The trip was tiring. |
به این فکر کنید: ed = گیرندهی حس، ing = دهندهی حس.
آدمها هم میتوانند هر دو باشند
آدم هم میتواند ing بگیرد؛ یعنی تأثیری که روی دیگران دارد:
- My neighbour is so annoying. — همسایهمان خیلی رو اعصاب است.
- Our teacher is really interesting. — معلممان آدم جالبی است و کلاس را جذاب میکند.
- I was embarrassed. (خجالت کشیدم) در برابر That was so embarrassing! (خیلی ضایع بود!)
چرا فارسیزبانها قاطیشان میکنند
فارسی هم این دو را دارد (خسته / خستهکننده، هیجانزده / هیجانانگیز، کسل / کسلکننده)، اما زبانآموزها معمولاً حس را درست ترجمه میکنند و پسوند انگلیسی را اشتباه برمیدارند. یک چک سریع: «دارم از حس خودم حرف میزنم؟» ← ed.
شکل درست را انتخاب کنید
- I'm (interested / interesting) in history.
- The news was really (shocked / shocking).
- I was (confused / confusing) by the instructions — they were very (confused / confusing).
- A long flight is always (tired / tiring).
- We were (amazed / amazing) by the view from Tochal.
- Stop tapping your pen — it's so (annoyed / annoying)!
جوابها
- interested
- shocking
- confused … confusing
- tiring
- amazed
- annoying