روز من: فعلهای کارهای روزانه
wake up، get dressed، commute، have lunch؛ عبارتهایی که برای تعریف یک روز معمولی لازم دارید.
متن آموزش
یک جزئیات کوچک که انگلیسیتان را طبیعیتر میکند: wake up و get up یکی نیستند. وقتی چشمتان باز میشود wake up کردهاید و وقتی از رختخواب بیرون میآیید get up. بیشتر ما بیدار میشویم، گوشی را چک میکنیم و ده دقیقه بعد بلند میشویم!
یک روز از زندگی مهدی
Mehdi wakes up at 6:30 but gets up at 6:45. He takes a quick shower, gets dressed and has breakfast — bread, cheese and a big glass of tea. He commutes by metro, which takes forty minutes. He starts work at 8 and has lunch with colleagues at 1. After work he does the shopping, cooks dinner and relaxes in front of the TV. He usually goes to bed around 11, but he doesn't fall asleep until midnight — too much phone!
(مهدی شش و نیم بیدار میشود و یک ربع بعد بلند میشود، دوش میگیرد، نان و پنیر و چای میخورد، با مترو میرود سر کار، ساعت یک با همکارها ناهار میخورد، بعد از کار خرید میکند و شب ساعت یازده میرود توی رختخواب، ولی تا نیمهشب خوابش نمیبرد؛ تقصیر گوشی است!)
برای وعدههای غذایی have، نه eat
انگلیسی معمولاً میگوید have breakfast / lunch / dinner؛ eat breakfast غلط نیست ولی کمتر رایج است. حرف تعریف هم نمیخواهد: have lunch، نه have a lunch.
do یا make؟
do the housework، do the dishes (ظرف شستن)، do the shopping، do the laundry (لباس شستن)؛ اما make the bed (مرتب کردن تخت)، make dinner، make tea (چای دم کردن). (درس make و do در بخش مهارتهای واژگانی را هم ببینید.)
با زمان بگویید
at 7 o'clock، in the morning، after lunch، before bed، around midnight، on weekdays، at the weekend.
صبح سارا را مرتب کنید
a) gets dressed · b) wakes up · c) has breakfast · d) gets up · e) takes a shower · f) leaves home
بعد پنج جمله دربارهی روز خودتان بنویسید و حداقل پنج عبارت از لیست را به کار ببرید.
جواب
b – d – e – a – c – f (البته e و a میتوانند جابهجا شوند؛ صبح خودِ سارا است!)