لباس و ظاهر
آدمها چه میپوشند و چه شکلی هستند؛ فرق wear و put on، و اینکه چطور کسی را مؤدبانه توصیف کنیم.
متن آموزش
دوستتان برادر کوچکش را در یک مرکز خرید شلوغ گم کرده و نگهبان میپرسد: “What does he look like? What's he wearing?” (چه شکلی است؟ چه پوشیده؟) بهتر است این کلمهها را سریع بلد باشید!
wear، put on، try on
- He's wearing a blue jacket. — یک کاپشن آبی تنش است (حالت).
- Put on your coat — it's cold. — کاپشنت را بپوش (عمل).
- Can I try this on? Where are the changing rooms? — میتوانم پرو کنم؟ اتاق پرو کجاست؟
«پوشیدن» در فارسی هر دو معنی wear و put on را دارد، برای همین زبانآموزها میگویند “I put on a suit every day” در حالی که منظورشان I wear a suit every day است.
fit یا suit؟
These shoes don't fit — اندازه نیست. That colour really suits you — این رنگ خیلی بهت میاد. یک تعریف قشنگ!
توصیف ظاهر
هیکل: tall، short، slim، well-built (ورزیده)، a bit overweight (مؤدبانه برای چاق)
مو: long/short، straight/curly/wavy (صاف/فرفری/موجدار)، dark/fair/grey، bald (کچل)
سن: in her twenties (بیست و چند ساله)، middle-aged، elderly (مؤدبانه برای مسن)
صورت: a beard (ریش)، a moustache (سبیل)، glasses، freckles (ککومک)
ترتیب صفتها: اندازه – سن – رنگ: a long old black coat، short curly dark hair.
مهربان باشید
انگلیسیزبانها برای آدمها از کلمههای مستقیمی مثل fat یا old پرهیز میکنند. بگویید a bit overweight، older، elderly. جملهی “He has a white face” هم عجیب است؛ بگویید he has fair skin یا a pale complexion.
پسر گمشده را توصیف کنید
از این یادداشتها استفاده کنید: ۸ ساله · قد کوتاه · موی صاف و مشکی · عینکی · تیشرت قرمز · شلوار جین · کتانی سفید
جواب نمونه
He's eight years old and quite short. He's got straight black hair and he wears glasses. He's wearing a red T-shirt, jeans and white trainers.