talkada
بازگشت به خانه
واژگانسطح B1ورزش و اوقات فراغت

مسابقه‌ها و افتخارها

قهرمان، مدال، رکورد شکستن، رقابت کردن، نایب‌قهرمان؛ موفقیت (و شکست) ورزشی را مثل یک گزارشگر توصیف کنید.

ورزش و اوقات فراغتسطح B1۱۱ مهر ۱۴۰۵

متن آموزش

ایران در کشتی، وزنه‌برداری و تکواندو سابقه‌ی درخشانی دارد. بیایید با همین‌ها یاد بگیریم چطور درباره‌ی مسابقه‌ها حرف بزنیم.

پاراگراف یک گزارشگر

At the World Championships, the young Iranian weightlifter qualified easily for the final. Nobody expected much — he was the underdog. But with his last lift, he broke the world record and took the gold medal. The reigning champion finished as runner-up with silver. It was the greatest achievement of his career.

(در مسابقات قهرمانی جهان، وزنه‌بردار جوان ایرانی راحت به فینال راه یافت. کسی رویش حساب نمی‌کرد، اما با آخرین حرکتش رکورد جهان را شکست و طلا گرفت. قهرمان دوره‌ی قبل با نقره نایب‌قهرمان شد. این بزرگ‌ترین افتخار دوران ورزشی‌اش بود.)

فعل‌های رقابت

فعلمثال
compete in / againstShe competed in the Olympics against 30 athletes.
take part in / enterOver 200 runners took part in the marathon.
qualify forIran qualified for the World Cup. (ایران به جام جهانی راه یافت.)
be knocked out ofWe were knocked out of the cup in the semi-final. (در نیمه‌نهایی حذف شدیم.)
win / come first / come secondHe came second in the race. (دوم شد.)

رکوردها

  • set a record — اولین بار به یک رکورد جدید رسیدن (رکورد زدن)
  • break a record — بهتر از رکورد قبلی عمل کردن (رکورد شکستن)
  • hold the record — دارنده‌ی رکورد بودن

«رکورد زد / رکورد شکست» در فارسی دقیقاً با set / break جور است.

برای افتخارهای شخصی هم

این واژگان فقط برای ورزش نیست: I set a personal record in my 5 km run. (در دوی پنج کیلومتر رکورد شخصی‌ام را زدم.) She qualified as a doctor. (مدرک پزشکی گرفت.) Winning a scholarship was my biggest achievement.

گزارش را کامل کنید

Our school ___ in the national chess ___ last month. We were the ___ — nobody thought we could win. But we beat the ___ from last year and finished first. Our captain, Neda, ___ a new school record with seven wins in a row.

جواب‌ها

competed / took part · tournament / championship · underdogs · champions · set

مسابقه‌ها و افتخارها | talkada