talkada
بازگشت به خانه
مکالمهسطح B1بحث و ارائه

داستان کوتاهی بگویید که جایی برسد

خاطره‌ای با موقعیت، اتفاقِ تازه و پایانِ روشن تعریف کنید.

بحث و ارائهسطح B1۱۱ مهر ۱۴۰۵

متن آموزش

داستان ندا مسیر ساده‌ای دارد: آدرسِ قدیمی، دوباره خواندن پیام و رسیدنِ کمی دیر اما موفق. نامِ همهٔ خیابان‌هایی را که رفته ردیف نمی‌کند؛ برای همین نکتهٔ داستان در ذهن می‌ماند.

Ava: Did you find the café yesterday?

Neda: Eventually. I went to the old address first and found a closed door.

Ava: Oh no. What did you do?

Neda: I checked the message again and saw the new address at the bottom.

Ava: Did you still meet your friends?

Neda: Yes, just ten minutes late. Now I read the whole message before I leave.

Eventually یعنی رسیدن به نتیجه کمی طول کشید؛ at the bottom نشان می‌دهد جزئیاتِ جاافتاده کجای پیام بوده.

داستان یک‌دقیقه‌ای: یک اشتباه کوچکِ واقعی انتخاب کنید و تعریفش کنید. هم‌تمرینی دربارهٔ جزئیاتی که کم است سؤال کند. بار دوم داستان را کوتاه‌تر بگویید و فقط همان جزئیاتِ لازم را اضافه کنید.